یکشنبه ۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۲

رای نه

دوازده اسفند روزیست که باید بار دیگر اقتدار ملی را به نمایش گذاشت و انتخابات فرمایشی را تحریم کرد رژیم در سال هشتاد وهشت نشان داد که چه میزان برای رای مردم ارزش قایل است با کشتار مردم نشان داد که برای دموکراسی مردم ارزشی قایل نیست
انتخابات فرمایشی نه

سه‌شنبه ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱

نامه سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد عالیجناب بان کی مون

عالیجناب بان کی مون
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد:
قصدم از نوشتن این نامه این است که تجاوز فاحش و مستمر دولت جمهوری اسلامی ایران را به حقوق و آزادی های اساسی مردم ایران به جناب عالی یادآور شوم. مطمئن باشید که در نوشتن این نامه انگیزه ای جز بازتابیدن صدای حق جویانۀ میلیون ها تن از هم میهنانم نداشته ام؛ میلیون ها زن و مردی که با تحمل خطرهای بی شمار، از آزار و زندان گرفته تا شکنجه و کشتار، از اعتراض به رفتار هولناک حاکمان ایران نما و دشمن خوی خویش دست برنداشته اند. رژیمی که در بی رحمی و خونریزی به یقین بدیلی برایش در تاریخ بلند ایران نمی توان یافت.
در هفته های اخیر، موجی تازه از خشونت ها و سرکوبی های وحشیانه و وصف ناشدنی، صدها تن دیگر از روزنامه نگاران، نویسندگان کوشندگان حقوق بشر، که جز حقگوئی و حق جوئی گناهی ندارنــد، یا اسیر زنــدان شده اند و یا قربانی شکنجه های دلخراش و اعدام های برق آسا و مخفیانه. از میان آنان از هاله سحابی، و هدی صابر یاد می کنم. نخستین، هنگام شرکت در مراسم خاکسپاری و سوگواری پدرخویش که زبان به انتقاد از حاکمان غاصب گشوده بود، آماج حملۀ خشونت بار مأموران رژیم شد و جان باخت و آن دیگر در اعتصاب غذا در زندان و محرومیت از دارو و درمان. این دو نیز، چون دیگر قربانیان رژیم گناهی جز اعتراض به سرکوبی های بی امان و تجاوزهای روزانه و روزافزونش به آزادی ها و حقوق خود نداشتند.
جناب آقای دبیر کل:
من در این نامه مایلم از جنابعالی، که در مقام خود معرّف و پاسدار والاترین ارزش های جامعۀ بین الملل اید، تقاضا کنم به صدای اعتراض مردم دربند ایران بیشتر از پیش توجه کنید و، با عنایت به یکی از مهمترین هدف های سازمان ملل متحد، که در بند ۳ از مادۀ ۱ منشور این سازمان تصریح شده است، رهبــران جمهوری اسلامی ایــران را فــرا خوانید که «حقوق و آزادی های اساسی مردم ایران را بدون هیچگونه تبعیض نژادی، جنسیتی، قومی و مذهبی محترم» شمرند.
به احتمال بسیار، دعوت شما در گوش های ناشنوای رهبرانی که با زبانی جز زبان خشونت آشنائی ندارند طنینی نخواهد داشت و پاسخی نخواهد گرفت. امّا، اطمینان داشته باشید که این دعوت در ذهن و قلب همۀ آنانی که تشنۀ زندگی در صلح و امنیت و آزادی اند بازتابی بس پرطنین و پرشور خواهد داشت، به ویژه در دل مردم ایران که بیشتر از یک قرن پیش برای دسترسی به حقوق و آزادی های خود دلیرانه کوشیدند و زودتر از هر جامعۀ دیگری در خاورمیانه نیز به بسیاری از آن ها دست یافتند.
تجاوز مستمر و خشونت بار به این آزادی ها و حقوق آشکارا مهمترین هدف رژیم جمهوری اسلامی در همۀ سال های درازی بوده است که از تولد نامبارکش می گذرد. دشمنی بی امان رهبران جمهوری اسلامی با حقوق بشر خود مهم ترین انگیــزۀ سرپیچی کــامل آنان از اجــرای همۀ تعهدات بین المللی است که دولت های ایران برای تأمین و تضمین این حقوق بر عهده گرفته بوده اند.
جناب آقای دبیر کل:
هرچه بر دامنه و شدّت تجاوز رژیم نسبت به آزادی ها و حقوق مردم ایران افزوده می شود، خطرهای بیشتر و هولناک تری جان زندانیان سیاسی ایران را تهدید خواهند کرد. ازهمین روست که آزادی هرچه زودتر آنان ضرورت و فوریت بیشتری می یابد. امیدوارم جنابعالی بتوانید با بهره جوئی از همۀ امکاناتی که در اختیار دارید تحقق این هدف را میسر کنید.
با احترام و امید به دریافت پاسخ مساعد جنابعالی به این نامه،
رضا پهلوی
سوم تیرماه ۱۳۹۰

شنبه ۲۸ مهٔ ۲۰۱۱

بسوی پیروزی

در این روزها که خاورمیانه دستخوش تغییر حکومت های دیکتاتوریست و حتی سوریه نیز از این کشورها مستثنی نیست وحاکم دیکتاتور آن تحت سانسور شدید خبری مردمش را به خاک وخون میکشد ایران نیز نباید از این تحولات جدا باشد و همگی مردم بایستی اختلاف نظر خود را کنار گذارند و به هدف مشترک خود یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی فکر کنند این اختلاف نظرها ففط به نفع خامنه ای و اوباش اطرافش میباشد چرا که با تفرقه هیچ حرکتی صورت نمیگیرد و خامنه ای به استبدادش ادامه میدهد ایران و ایرانی شایسته بهترین ها هستند وباید حکومتی داشته باشند که آنها را درک کند
به امید آن روز

چهارشنبه ۲۵ مهٔ ۲۰۱۱

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت درگذشت ناصر حجازی

خرداد ماه ۱۳۹۰

از دریافت خبر درگذشت شادروان ناصرحجازی بی نهایت متاثر شدم. وی جای ویژۀ خود را به عنوان دروازه بان تیم ملی فوتبال ایران داشت و حال برای ابد ثبت کرده است.


به یاد خاطرات شیرینی از جوانی خود می افتم که ناصر حجازی، همراه با دیگر اعضای تیم ملی، گاهی به میدان فوتبال سعدآباد می آمدند و با هم تمرین فوتبال می کردیم. یاد بازی های مقدماتی قبل از جام جهانی فوتبال سال ۱۹۷۸ آرژانتین را میکنم – که تیم ایران برای اولین بار به جام جهانی راه پیدا کرد. این خاطرات برای همیشه در ذهن من حک شده است.


چهرۀ نامدار او در میان سایر نامداران ورزشی ایران همیشه می درخشید، او روحیۀ ورزشکاری و جوانمردی را در هم آمیخته بود و همیشه به مردم و میهن خود عشق می ورزید.


به عنوان یک دوستدار فوتبال، به خانوادۀ وی، به همبازی های ناصر و جامعۀ ورزشکاران ایران، تسلیت می گویم.


روانش شاد

رضا پهلوی

چهارشنبه ۱۸ مهٔ ۲۰۱۱

پیام شاهزاده رضا پهلوی به همایش سکولارهای سبز در تورنتو - کانادا

دوستان و هم میهنان عزیزم، با سلام برهمۀ شما:


امیدوار بودم که بتوانم دستکم در یکی از جلسات این همایش با شما باشم و با آراء و باورهایتان در بارۀ موضوع هائی که مطرح می شود بیشتر آشنا شوم. متأسفم که امکان فراهم نشد. امّا بی نهایت خوشحالم که می توانم، به دعوت لطف آمیز برگزارکنندگان همایش، مختصری در بارۀ موضوع مورد بحث بیان نظر کنم. امّا پیش از آن، نخست مایلم برپائی این همایش را به همۀ برگزارکنندگان شادباش بگویم. مشکلات برگزاری همایشی از این گونه و دشواری یافتن راه حل آن ها از دید کسی پنهان نیست. تنها با همّتی شایان و شوری فراوان است که می توان در این راه به مقصود رسید. خوشبختانه برگزارکنندگان همایش کنونی از این دو نعمت بهره بسیار داشته اند.


به نظر من این همایش را باید از دو نقطۀ نظر بهنگام و ارزنده شمرد. نخست از نظر اهمیت موضوع های مورد بحث، و دوّم از بابت تأکید بر ضرورتبه هدفی مشخص. همگرائی در زمینۀ رسیدن به هدفی مشخص.

اهمیت موضوع که به یقین برای شما دوستان عزیز کاملاً روشن است. هیچ ایرانی که معتقد به ضرورت برپائی یک نظام دموکراتیک و متعهد به حقوق بشر باشد نمی تواند ارزش و اهمیت چنین بحث و بررسی را نادیده بگیرد. آن چه که از آغاز عمر حکومت اسلامی تاکنون بر ایران و مردم ایران رفته است هر روز بر اهمیت چنین همایش ها و بررسی ها میفزاید. به نظر من، موضوع همایش کنونی باید بسیار زودتر از این برای مخالفان و منتقدان جدّی حکومت اسلامی مطرح می شد، حداقل برای کسانی که در فضای امن جوامع دموکراتیک جهان زندگی می کنند و به ضرورت تحقق یک نظام دموکراتیک و شرایط و لوازم آن پی برده اند.


به نظر من امروز بخشی بزرگ از زنان و جوانان دانش آموختۀ ایران که در کورۀ سوزان استبداد مذهبی آبدیده شده اند به این لوازم و شرایط به خوبی آگاهند. با گوشت و پوست و استخوانشان حس کرده اند و می دانند که دموکراسی تنها بر شالودۀ حقوق و آزادی های انسان می تواند استوار شود. و نیز می دانند که حکومت غیرسکولار با حقوق و آزادی های بشر و لاجرم با دموکراسی، یکسره بیگانه و ناسازگار است.

خوشبختانه به نظر می رسد که آراء کسانی که هنوز سخن از دموکراسی دینی می رانند و جدائی دین از حکومت را ضروری نمی شمرند، نقشی و اثری بر ذهن جوانان، و زنان هشیار و هوشمند ایران نگذاشته است.


کار فساد واستبداد و بیداد، در ایران به آنجا رسیده که حتی شماری روزافزون از بنیان گزاران و هواداران حکومت اسلامی هم سرانجام در عمل به تأئید نظر و خواستِ روشن و مشهود اکثریت قاطع مردم ایران پرداخته اند. آن ها، اگر نه به تصریح، به تلویح، دخالت دین در حکومت را ریشۀ همۀ فاجعه های بی سابقه ای می دانند که میهن ما را به چنین مرحلۀ اسفناکی رسانده است. مهم تر ازهمه، شماری از هواداران و مبلغان سابق حکومت اسلامی، امروز مسبب اصلی سست شدن باورهای مذهبی، به ویژه در میان هموطنان مسلمانمان را، همین اختلاط دین و حکومت می شمرند.


به این ترتیب منکر اهمیت و ضرورت بحث و بررسی هرچه بیشتر و همه گیرتر در بارۀ سکولاریزم و حقوق بشر نمی توان شد. امّا اوضاع و احوال آشفته تر از همیشۀ ایران، و ابرهای سیاهی که بر آسمان میهن عزیزمان وزیدن گرفته، مسئولیت های دیگری را نیز بر عهده همۀ ما گذاشته است. جنبۀ دوم اهمیت این همایش پرداختن به همین مسئولیت ها است. من در این فرصت مایلم در بارۀ یکی از این مسئولیت ها، که شاید مهم ترین آن هاهم باشد، چند نکته ای را که به نظرم می رسد با شما دوستان در میان گذارم. این مسئولیت مسئولیتی است که متأسفانه در این سال های دراز بسیاری از ما در باره اش سخن بسیار گفته و به ایفایش کمتر پرداخته ایم. مسئولیت یافتن راهی برای همرای و همبسته شدن ده ها و صدها هزار ایرانی کوچیده از وطن برای کمک به رهائی و آزادی هم میهنان اسیر و گرفتارمان.


به نظر من ایرانیان دور از وطن شاید بیشتر از هرگروه مهاجر دیگری امکان و فرصت و انگیزۀ چنین هم رائی و همبستگی را داشته اند امّا متأسفانه تا کنون به توفیق چشمگیری نرسیده اند. تا آن جا کـه خود شاهـد بوده ام و یا از دیگران شنیده ام، کمتر مجمعی و همایشی از ایرانیان علاقه مند به وطن و نجات وطن برپا شده است که در آن تفرّق و رقابت جای تلاش برای رسیدن به توافق بر سر هدف های مشترک را نگرفته باشد. عنادها و کشمکش های ایدئولوژیک، جاه طلبی های سیاسی و اختلاف نظر بر سر مسائل فرعی از جمله قالب و ساختار اداری حکومت از دلائل اصلی ناکامی در این زمینه است.

با توجه به موضوع های مورد بحث همایش و هدف های آن و تأکیدی که بر ضرورت همگرائی و رسیدن به تصمیم های قابل اجرا شده است، اطمینان دارم که این همایش می تواند به نتایجی مثبت و سود مند دست یابد و مقدمات همرائی و همبستگی هرچه بیشتر ایرانیان، به ویژه ایرانیان دور از وطن، را برای رسیدن به هدفی مشترک و یافتن شیوه های تحقق آن، فراهم آورد . با سپاس دوباره از فرصتی که به من دادید، برای همگی آرزوی توفیق هرچه زودتر و کامل تر در راه کمک به آزادی ایران دارم.

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

چهارشنبه ۴ مهٔ ۲۰۱۱

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت درگذشت سیامک پورزند

با مرگ جانگداز سیامک پورزند بر فهرست بلند نام هزاران هزار قربانی راه رهائی ایران نام آزادۀ دیگری به خون نوشته شد. گناه این روزنامه نگار مقاوم و پرتلاش، چون صدها تن از همکاران و همسنگرانش، جز حق گوئی و ایران دوستی نبود؛ گناه بزرگی که در روزگار حکومت قاتلان حق و آزادی کیفرش حبس و شکنجه و کشتن است.

با همسر و فرزندان و یاران سوخته دل او همدردم و مرگ غم انگیزش را به آنان، به جامعۀ روزنامه نگاران ایرانی و به همۀ زنان و مردان آزادی خواه وطن تسلیت می گویم.

رضا پهلوی